بی‌شک؛ کلامِ وحی، تورا آرام خواهد کرد

صبور و  سخت و  مُحکم  باش - ای مرد

می‌دانم - برادر جان؛ که مأنوسی با قرآن

بخوان - بایَست که؛ این امتحان، طی‌کرد

خدا؛ می‌آزماید  سخت -  بنده‌ی ِ  خود را

شما؛  با داغ ِ  سنگینی -  گردیدی هماورد

داغ . داغ است، همه‌مان؛  داغ می‌بینیم

ولی - باید  که بود؛ با داغ و ماتم، در نبرد

موفّق آمدی؛ از آزمون - پیش ِ خدا بیرون

می‌دانم؛ زِ لطفِ حقّ - نمی‌گردی تو دلسرد

اندوه و غم و رنج ِ تو بر جانم - خبر دارم:

شکسته نازنین قلبت، پُر از اندوهی و درد

شریکِ غُصّه‌و حُزن‌و غم‌هاتیم، برادر جان

می‌فهمیم، مصیبت؛ چه‌بر رویِ سرت آورد

عاشقِ آلِ‌کسا بودی‌همیشه، پس به‌یاد آور:

روز ِ عاشورا، مصیبت‌ها بر آل ِ عبا گُسترد

دعا؛ باید تلاوت کرد - به دنبالِ سفر کرده

لبت ذکر و دعا باشد، غمت کم‌کم شَوَد طرد

خدا رحمت‌نماید؛ همسرِ خوب‌و عزیزت را

نبینم - روی ِ ماه ِ تو؛  شُده  از غُصّه‌ها زرد

پس از  این؛  سـَر  کـُنی -  با  خاطرات او

فراموشش نکن‌هرگز، ولی - به‌زندگی برگرد

حسن_جهانچی

HasanJahanchi


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

همه چیز در مورد کامپیوتر و برنامه های کاربردی امیر فایل زبان های برنامه نویس کاربردی کمی بیشتر دانشجو مرکز تغذیه و رژیم درمانی نارین کنج ِ دنج دست نوشته های بانوی انرژی مثبت اخبار ترفند ها و نکات دنیای علم و فناوری اطلاعات سیلور